أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
332
قانون ( فارسى )
پوستينى گرمتر است و رطوبت را برچيند . مفاصل : روباه را در آب بپزند و با آن مفاصل دردمند بيندايند بسيار سودمند است . و همچنين اگر روباه را زندهزنده در روغن زيتون بپزند آن زيت براى رفع درد مفاصل از آن آبپز بسيار قويتر است . و بايد چون در آن نشينند بسيار بمانند . بهتر آن است كه بعد از تخليه و تنقيه در آن نشينند كه مبادا از قوت جذبى كه دارد و از خاصيت تحليل بردنش خلط را به ميان مفاصل برساند . اما اگر بعد از معالجه با آن باز بدن تخليه شود خوب است كه ديگر چيزى به سوى مفاصل ريزش نمىكند . و اگر چيزى بازگردد سبك مىباشد . پيه روباه نيز بسيار تحليلبرنده است و شايد چيزى را به سوى مفاصل بكشد . روباه را زندهزنده در روغن زيتون مىپزند يا روباه را سر مىبرند و در روغن زيتون مىپزند هركدام از اينها را به كار برند هرآنچه در مفاصل است تحليل مىرود . سر : پيه گداختهء روباه را در گوش چكانند درد گوش تسكين يابد . سينه : از شش خشكيدهء روباه وزن يك درهم بخورند در علاج ربو بسيار مفيد است . ثافسيا : صمغ فيجن بيابانى است . گزينش : تنها تازهاش ارزش دارويى دارد و اگر يك سال بر آن بگذرد ناتوان مىشود . زيرا رطوبت زيادش از بين مىرود . مزاج : بسيار گرم و سوزنده است . بسيار گرمى و خشكى دهد . رطوبتى زياد و بيگانه دارد كه به سبب آن فورا نمىگزد . خاصيت : پالاينده ، مسهل ، رساننده ، تركاننده است و به علت رطوبت زائدش تا بعد از يك ساعت نمىسوزاند . مواد را از ژرفاى بدن جذب مىكند اما مدتى طول مىكشد چون رطوبت زياد دارد . در تمايل دادن مزاج به سوى گرمى همانند ندارد . آرايش : موى را بازروياند . در علاج داء الثعلب نظير ندارد . و در بحث سذاب شرح داديم . لكههاى خشكيدهء خونى زير پوست را برمىدارد ليكن بايد يك ساعت بر آن بماند . در برداشتن لكههاى سياه و برص نيز مفيد است . نفسكش : براى برآوردن چرك و ريم از سينه و علاج دشوارنفسى و پهلودرد تازه و كهنه خوب است . در بعضى حالات بر پوست مالند و گاهى ضماد مىشود و گاهى بدان استفراغ مىكنند . اگر بر سينه مالند يا با ليسيدنيها بليسند زائدهها را از سينه بيرون آرد . و سينه را نرم كند . اندامان راننده : بيخ و پوست و آب تراوشى ( اشك ) آن مسهل است . تبها : در علاج تبها : سه درخمى پوست آن ، سه اونولوس افشره ، يك درخمى آب تراوشى ( اشك ) استعمال شود و اگر از اين مقدار بيشتر باشد خوب نيست . جانشين : دوسوم وزنش كتيرا ، برابر وزنش ترتيزك بيابانى بدل آن است . در اينجا حرف ثاء پايان يافت و داروها هفت بودند . فصل بيست و چهارم حرف ( خ ) خشخاش : ديسقوريدوس گويد : بعضى خشخاش را ( منقور ) گويند . و خشخاش چندين نوع است :